واکاوی مؤلفه‌های ژئوپلیتیک مؤثر بر همگرایی ایران و آلمان در دورۀ پهلوی اول بین سال‌های 1933 تا 1941 میلادی

نوع مقاله : مقاله موردی

نویسنده

گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

چکیده

گسترش روابط اقتصادی- سیاسی حکومت پهلوی اول و آلمان در عصر حاکمیت حزب نازی بین سال‌های 1933 تا 1941 یکی از موضوعات مهم سیاست خارجی پهلوی اول بود. با حاکمیت حزب نازی در آلمان؛ رهایی این کشور از پیامدهای ناگوار جنگ جهانی اول و تضعیف مقررات مربوط به عهدنامۀ صلح ورسای منوط به اهمیت‌دهی به نفوذ آلمان در مناطق مستعد جهان قلمداد گردید. در این راستا مناسبات اقتصادی و سیاسی ایران و آلمان نازی در این دوره به‌صورت فزاینده افزایش یافت. این در حالی بود که در سال 1921 مقامات برجستۀ نظامی و دیپلمات‌های بریتانیا در تهران نقش اصلی را در به قدرت رساندن پهلوی اول بر عهده داشتند؛ لیکن به‌تدریج آلمان به یکی از متحدین اروپایی ایران بدل گردید. تاکنون مطالعات متعددی در باب علل این همگرایی صورت گرفته است؛ لیکن در این مطالعات کمتر به مقتضیات ژئوپلیتیک این همگرایی حاصل از کنش متقابل مؤلفه‌های ژئواکونومیک، ژئوکالچر و مقتضیات مربوط به جایگاه ژئواستراتژیک ایران و آلمان نازی نسبت به یکدیگر پرداخته‌شده است. در این پژوهش کوشش گردیده از طریق اتکا به مستندات تاریخی و ارائه براهین قیاسی علل همگرایی پهلوی اول با آلمان نازی موردبررسی قرار گیرد. یافته‌های تحقیق بیانگر آن است که یکی از دلایل این همگرایی حاصل منافع ژئواکونومیک آلمان در جهت دسترسی به مواد اولیه صنایع و بازارهای مصرف در خارج اروپا بود. ضمن اینکه ایران نیز قادر بود تا از طریق این همگرایی راهی جهت خروج از وضعیت ژئواستراتژیک حائل میان دو امپراطوری بریتانیا و شوروی پیدا نماید. ضمن اینکه جهت قوام این همگرایی تأکید بر عناصر مشترک فرهنگی میان ایران و آلمان از جمله اشتراک در نژاد آریایی به امری ژئوکالچر تبدیل گردید و مورد تأکید دو دولت قرار گرفت.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analysis of the geopolitical components influencing the convergence between Iran and Germany during the first Pahlavi era (1933–1941)

نویسنده [English]

  • Ehsan Lashgari Tafreshi
Department of Geography, Faculty of Humanities, Yazd University, Yazd, Iran
چکیده [English]

Expansion of economic and political relations between Reza Shah’s government and Germany during the Nazi era (1934–1941) was one of the key issues in the foreign policy of the Pahlavi regime. With the rise of the Nazi Party in Germany, the country’s liberation from the adverse consequences of World War I and the weakening of the obligations imposed by the Treaty of Versailles were perceived to be contingent upon emphasizing the expansion of Germany’s geopolitical influence in strategically significant regions of the world. In this context, economic and political relations between Iran and Nazi Germany increased progressively during this period. Numerous studies have thus far been conducted on the causes of this convergence; however, these studies have rarely addressed the geopolitical imperatives of this convergence arising from the interplay of geo-economic and geo-cultural factors, as well as the strategic considerations related to the geostrategic positioning of Iran and Nazi Germany about one another. This study seeks to examine the causes of the convergence between Reza Shah’s regime and Nazi Germany within the framework of classical geopolitics, relying on historical documentation and the presentation of deductive arguments. The study's findings indicate that one of the reasons for this convergence was rooted in Germany’s geo-economic interests in securing access to raw materials for its industries and consumer markets beyond Europe. Iran, in turn, utilized this convergence to escape its geostrategic position as a buffer zone between the British and Soviet empires. Moreover, to reinforce this convergence, emphasis on shared cultural elements between Iran and Germany, particularly their perceived common Aryan heritage, was transformed into a geo-cultural construct and actively promoted by both governments. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Convergence
  • Geopolitics
  • First Pahlavi
  • Germany
  • Iran
منابع
اتابکی، تورج. (1387). ایران و جنگ جهانی اول؛ میدان نبرد قدرت‌های بزرگ. ترجمه مهدی حقیقت‌خواه، تهران: ققنوس.
استوارت، ریچارد. (1401). در آخرین روزهای رضاشاه؛ تهاجم روس و انگلیس به ایران در شهریور 1320. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی و کاوه بیات، تهران: فرهنگ نشر نو.
اسلامی، روح اله. (1394). ارزیابی الگوهای سیاست خارجی بین دو انقلاب. جلد اول، تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات وزارت امورخارجه.
امینی، علیرضا. (1388). تاریخ تحولات و روابط خارجی ایران از قاجاریه تا سقوط رضا شاه، تهران: خط سوم.
آریان‌فر، حمیدرضا. (1402). راهبرد تجاری آلمان در خلیج فارس طی دورۀ پهلوی اول. فصلنامه تاریخ روابط خارجی، 24(96)، 115- 138. https://www.hfrjournal.ir/article_195698_9681ff64b732a25569ffa49a2f474730.pdf
باست، الیور. (1400).  آلمانی‌ها در ایران؛ نگاهی به تحولات ایران در جنگ جهانی اول بر اساس منابع دیپلماتیک فرانسه. ترجمه: حسین بنی‌احمد، تهران: شیرازه.
 برناه، فرزانه؛ و محسن خلیلی. (1392). برابرسنجی دلایل نقض بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول و دوم.  فصلنامه تاریخ اسلام و ایران، 23(19)، 70-35.   https://doi.org/10.22051/hii.2014.774
بشیریه، حسین. (1380). موانع توسعۀ سیاسی در ایران. تهران: گام نو.
بهرامی‌جاف، ساجد؛ جانپرور، محسن؛ سلطانی، ناصر؛ و محمدپور، علی. (1402). تبیین نظری مؤلفه‌های مؤثر در مناسبات ژئوپلیتیک و ارائه الگوی پیشنهادی. فصلنامه پژوهش‌های جغرافیای انسانی، 55(3)، 225- 241. 10.22059/jhgr.2022.345557.1008508
پالمر، رابرت. (1389). تاریخ جهان نو. ترجمه: ابوالقاسم طاهری، تهران: امیرکبیر.
پایان، سهیلا. (1402).  نقش نیروی سوم در تاریخ معاصر سیاست خارجی ایران. فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران، 2(3)، 70- 91.  10.30510/pscci.2022.288822.1023
پیرا، فاطمه. (1379). روابط اقتصادی ایران و آلمان بین دو جنگ جهانی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
تبروک، روبرت. (1401). تاریخ آلمان. ترجمه محمد ظروفی، تهران: دانشگاه تهران.
تیلور، آلن. (1362). ریشه‌های جنگ جهانی دوم. ترجمه محمدعلی طالقانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
 حافظ نیا، محمدرضا؛ و کاویانی راد، مراد. (1393). فلسفه جغرافیای سیاسی. تهران: پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی.
حافظ‌نیا، محمدرضا. (1385).  اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک، مشهد: پاپلی. 
خاکرند، شکراله؛ و یداللهی، سیاوش. (1398). بررسی نقش نظام آموزشی و ناسیونالیست‌های عرب در گسترش ایدئولوژی ناسیونالیسم در عراق(1921- 1940).  فصلنامه پژوهش‌های تاریخی، 11(14)، 53- 70.  10.22108/jhr.2020.119251.1821
رفیع، حسین؛ و مجید عباس‌زاده. (1397). بررسی روابط ایران و آلمان از آغاز دوره پهلوی اول تا پایان جنگ جهانی دوم (1304 تا 1324).  فصلنامه مطالعات تاریخی، 6(63)، 152-129. https://mtq.ir/temp/459a4dbd911e89e815868a43286deace.pdf
شایرر، ویلیام. (1402). ظهور و سقوط رایش سوم. ترجمه کاوه دهگان، تهران: اختران.
طاهراحمدی، محمود. (1384). روابط ایران و شوروی در دورۀ رضاشاه. تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات وزارت امورخارجه.
عابدی، محمد؛ نادری، روح اله؛ و شفیعی سیف‌آبادی، محسن. (1390). تحلیل سازه‌انگارانه از رفتار دولت‌های بزرگ با ایران در دوره رضا شاه. فصلنامه دانش سیاسی، 7(1)، 176-145.  10.30497/pk.2011.89
غنی، سیروس. (1380).  ایران و برآمدن رضا خان؛ برافتادن قاجار و نقش انگلیسی‌ها. ترجمه: حسن کامشاد، تهران: نیلوفر.
فوران، جان. (1383). مقاومت شکننده؛ تاریخ تحولات اجتماعی ایران. ترجمه: احمد تدین، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا.
فونتن، آندره. (1396). تاریخ جنگ سرد. ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران: فرهنگ نشر نو.
قوام، عبدالعلی. (1384). روابط بین‌الملل؛ نظریه‌ها و رویکردها. تهران: سمت.
کاژانوف، نیکلای. (1394). زمینه‌ها و عوامل حملۀ متفقین به ایران در سال 1941. فصلنامه تاریخ روابط خارجی، 16(64)، 119- 147. https://www.hfrjournal.ir/article_67391.html
کاظمی، علی اصغر. (1370). نظریه همگرایی در روابط بین‌الملل؛ تجربۀ جهان سوم. تهران: قومس.
کِلِی، فیل. ( 1402). ژئوپلیتیک کلاسیک؛ یک الگوی تحلیلی جدید، ترجمه محمود نورانی و مهدی حیدریان، تهران: انتشارات صنایع نرم.
لشگری تفرشی، احسان. (1403). مؤلفه‌های مؤثر بر نقض بی‌طرفی و اشغال ایران توسط قوای متفقین در جنگ جهانی دوم از منظر ژئوپلیتیک کلاسیک، فصلنامۀ تاریخ روابط خارجی، 25(100)، 87- 106.  https://www.hfrjournal.ir/article_223042.html
لنچافسکی، ژرژ. (1381). تاریخ خاورمیانه، ترجمه: هادی جزایری، تهران: اقبال.
ملائی‌توانی‌، علیرضا. (۱۳۷۸).  ایران‌ و دولت‌ ملی‌ در جنگ‌ جهانی‌ اول‌. تهران‌: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
مهدوی، عبدالرضا هوشنگ. (1389). سیاست خارجی ایران در دورۀ پهلوی. چاپ ششم، تهران: پیکان.
نورائی، مرتضی؛ و ملکی، محسن. (1394). پیامدهای منفی گسترش روابط صنعتی ایران و آلمان در آستانۀ جنگ جهانی دوم.  فصلنامۀ پژوهشنامۀ تاریخ، 10(39)،  95- 110. https://journals.iau.ir/article_524644.html
نوربخش، سیدنادر؛ و احمدی، فرج اله. (1400). ژئوپلیتیک و توسعه طلبی آلمان نازی: تأثیر اندیشه‌های کارل هاوس هوفر بر هیتلر. فصلنامه ژئوپلیتیک، 17(3)، 142- 169. 20.1001.1.17354331.1400.17.63.6.1
وینسنت، اندرو. (1386). ایدئولوژی‌های مدرن سیاسی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران: ققنوس.
الهی، همایون. (1368). خلیج فارس و مسائل آن. تهران: قومس.
 
References:
Abdi, K. (2001). Politics and the Development of Archaeology in Iran. American Journal of Archaeology, 1(105), 51- 57. https://www.academia.edu/18507824/Abdi_2001
Asgharzadeh, A. (2007). Iran and the challenges of diversity, Islamic fundamentalism, aryanist racism, and democratic struggles. New York: Palgrave Macmillan Press.
 Filint, C. (2011). Introduction to Geopolitics. London: Routledge.
 Johnston, R. (1991). Geography and Geographer: Anglo-American Human Geography. Fourth Edition, London: Edward Arnold.
Sicker, M. (1998). The Bear and the Lion: Soviet Imperialism and Iran. New York: Prage Publisher.
Wu, Z.  (2018). Classical geopolitics; Realism, theory of balancing power. Journal strategic studies, 46(6), 786 -823. https://doi.org/10.1080/01402390.2017.1379398
Zhiding, L. U., & Dadao, H. U. (2016). Re-interpretation of the classical geopolitical theories in a critical geopolitical perspective. Journal of Geographical Sciences, 26(12), 1769-1784.  10.1007/s11442-016-1357-1